نگاهی به آیین سوگ در شاهنامه فردوسی

اردیبهشت 1399-

جامه سپید عزا

درسخن زیبای شاهنامه یکی از نشانه های سوگ پوشیدن جامه به رنگ سپید است.زمانی که سیاوش می پذیرد که برای اثبات پاکدامنی و بی گناهی خود آزمون " ور " را انجام دهد و از آتش گذر کند، به نشان پاکی و بی گناهی و نیز آمادگی یرای پذیرش مرگ جامه سپید بر تن می کند و خود را به دل آتش می زند.
سیاوش بیامد به پیش پدر
یکی خود زرین نهاده به سر
هشیوار با جامه های سپید
لبی پر زخنده دلی پر امید
پرکنده کافور بر خویشتن
چنان چون بود رسم و ساز کفن
اما جامه عزا درشاهنامه تنها به رنگ سپید خلاصه نمی شود.

جامه کبود عزا

با سیری در داستانهای گیرای شاهنامه ، به رنگهای گوناگونی برای لباس سوگواری بر می خوریم. جدای از لباس سپید ، سوگواران با لباسهای تیره نیز در مراسم عزا حاضر می شدند و گویا پوشیدن لباس تیره ، نماد تیره روزی و نگون بختی بوده است. در سوگ سیاوش بزرگان و سرداران همه جامه کبود بر تن کردند:
چو توس و چو گودرز و گیو دلیر
چو شاپور بهرام و فرهاد شیر
همه جامه کرده کبود و سیاه
همه خاک بر سر به جای کلاه
به روایت فرنگیس ، در سوگ سیاوش حتی آب ، سیاه جامه شد:
به سوگ سیاوش سیه پوشد آب
کند روز نفرین بر افراسیاب
در داستانی دیگر می بینیم ، تهمینه در سوگ فرزندش سهراب، جامه نیلگون بر تن می کند:
بپوشید پس جامه نیلگون
همان نیلگون غرقه کرده به خون

آراستن جسد

از آداب مربوط به درگذشتگان یکی پوشش پیکر درگذشته با پارچه ای بوده است که در شاهنامه هم از آن با نام کفن یاد می شود. اگر شــخص در گذشــته از بزرگان و شــاهزادگان بــود او را در پارچه هــای گرانقیمــت، چون حریــر و دیبا می پیچیدنــد و کفن می کردند. گویا برای پوشــاندن جسد بیشتر از پارچه هایی به رنگ زرد اســتفاده می شــد.
رســتم بعد از مرگ جگر گوشــه اش دســتور می دهد تا او را کفن کنند
بپوشید بازش به دیبای زرد
سر تنگ تابوت را سخت کرد
همچنین بعد از کشته شدن پیلم به دست رستم، او جنازه را پیش تورانیان می اندازد و چنین می گوید:
چنین گفت: کاین را به دیبای زد
بپوشید، کز گرد شد لاژورد